خرم آن روز کز این منزل ویران بروم
راحت جان طلبم وز پی جانان بروم.
گر چه دانم که به جایی نبرد راه غریب
من به بوی سر آن زلف پریشان بروم.
دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت
رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم.
حافظ (شادی روحش صلوات)
سلام بر دوستای گلم
راستش اومدم که خداحافظی کنم. چند تا ابهام داره این جمله من که باید رفعش کنم.
اول: این که دلیل خداحافظیم اینه که باید برم تبریز برای امتحانات و تقریباً می شه گفت با احتساب کلاسامون یک ماهی از فضای مجازی دورم.( خدایا شکرت)
دوم: این که زیاد خوشحال نشید بازم خدمتتون می رسم البته بعداز یک ماه
سوم: این که خاطره خانم ازم خواستن که از طرفشون با شما خداحافظی کنم که همین جا این کارو می کنم.
چهارم: هم این که دوستون دارم. می بوسمتون و برای همتون آرزوی موفقیت دارم ببخشید زیاد وقت نداشتم که به وبلاگ شما عزیزان هم سر بزنم.
منتظرم باشید


