دوست عزیز، بهسادگی بگویم ما نمیتوانیم خود را در سال ۵۷ متوقف کنیم. دیگر آن آن باورها از زندگی واقعی رخت بربسته است و در معادلات سخت کنونی، ما تنها تصمیمگیرندگان بازی کنونی نیستیم. تو درستتر از آن و اصولگراتر از آن هستی که بتوانی در بازی پیچیدهی سیاستگزاران آلوده به قدرت بازی کنی، پس به قول مدرس " اکنون کسی لازم است که قاعدههای بازی این جهان را آموخته باشد." |
برای همین من رأیام را به کسی میدهم که او را کمتر از تو دوست دارم
اما کسی توانمندتر از تو در درک وقعیتهای امروز زندگی است. همهی
امیدم آن است که او لااقل اینبار با عطف به آرای تو بداند هنوز مردم
محروم ما چشم به راهاند. پس گوشهچشمی به طبقهی محروم داشته باشد
و به سلامت ادارهی جامعه بها دهد. دوست عزیز من، تا کنون دو بار
رأی دادهام و هر دو بار پشیمان. این بار با آمادگی بیشتر بار دیگر پای
صندوق رأی خواهم رفت و اما رآیام را به دیگری خواهم داد که او را به اندازهی تو دوست نمیدارم. روزگار غریبی است برادر.
عباس کیارستمی


